خرید بک لینک
بالاخره فردا تموم میشه. بالاخره فردا شروع میشه. خداکنه پرقدرت و خوب باشه. الهی به امید تو ...

برچسب: نویسنده: هلیا رستگار تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:20

به نظرم هیچی بدتر از این نیست که راجع به چیزهایی که آرزوت بوده و قراره بهش برسی یا خوشحالت می کنه نتونی با نزدیکانت صحبت کنی. اینکه تردید و نگرانیت از به وقوع نپیوستن اون چیزها باعث بشه که نتونی با کسی اون ها رو در میون بگذاری. زندگی این روزای من پر

برچسب: نویسنده: هلیا رستگار تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:20

امشب... شب آرزوها... دوباره برگشتم به شب قدر ۵ سال پیش... دوباره دلم شکست... یعنی میشه بازم تیکه هاشو جمع کنی و توش نور بریزی؟ نور امید...

برچسب: نویسنده: هلیا رستگار تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:20

سلام مجدد. میخوام به امید خدا سفر نامه بنویسم و فکر کردم احتمالا بهترین جایی که میتونم بدون ترس از قضاوت شدن و شایعه پراکنی بهش بپردازم اینجاست. من سفرنامه نویس نیستم. راستش حوصله ی زیادی هم میخواد نوشتن ریز به ریز تمام وقایع. پس سعی می کنم گوشه ها و

برچسب: نویسنده: هلیا رستگار تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:20

برداشت ۲: روز آخر بالاخره روز موعود رسید. مامان دستور اکید داده بود یه هفته ی آخرم سبک باشه که اصلا نشد به برکت کارای مختلفی که روی سرم ریخته بود تو رویان به خصوص. و آخرش تقلیل پیدا کرد به روز آخر. صبح تصمیم گرفتم لپ تاپم رو ببرم مرکز کامپیوتر ولیعصر

برچسب: نویسنده: هلیا رستگار تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:20

سلام. من اصلا نمیدونم وبلاگم خواننده یا دنبال کننده ای داره یا نه ... خب البته من تقریبا نمینویسم یا خیلی کم اینکارو می کنم ولی بعضی وقتا آدم دلش میخواد یه سری چیزا رو به اشتراک بذاره. فضای مجازی ناامن تر از قبل شده، نه بخاطر مشکلاتی که میدونم و همه

برچسب: نویسنده: هلیا رستگار تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:20

صفحه بندی